شايانشايان، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

خانواده سه نفره ما

باران و شايان

1390/8/7 12:47
نویسنده : حميده
672 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به شاياني كوچولوي وروجك

امروز سه روزه كه همش داره بارون مي آد و گل پسر از هواي پاك استفاده مي كنه .الانم داره مي آد.ديشب اينقدر رعد و برق زياد بود كه من همش مي ترسيدم  و بيدار مي شدم يكبار كه فكر كردم زلزله شده و بابا اميد و بيدار كردم .تو هم بيدار شده بودي عزيزم .البته پسر شجاع و نترس من از هيچ چي نمي ترسه

توي اين روزا نمي شه خيلي بيرون رفت همه جا شلوغ و ترافيكه.ان شاءالله تو نسل شما ها يكينیشخند يه وقتيخنده يه فكريقهقهه به حال ما بكنه و يه سر و ساموني به اين وضعيت بده.

بيخيالniniweblog.com

 اينم اتفاقایی که برای نی نی گولوها تو هفته33 می افته :

niniweblog.com

در این مرحله مایع آمنیوتیک به بالاترین مقدار در طول مدت بارداری رسیده است و همین مقدار تا هنگام به دنیا آمدن ما نی نی گولوها ثابت باقی می ماند

رشد سریع مغزمون باعث افزایش سایز سرمون به تقریبا 9.65 سانتی متر می شود

ذخیره چربی در زیر پوست هم ادامه می یابد .

در این هفته سورفاكتانت در ریه  شروع به ساخت می کنه و این باعث می شه که ما بعد از به دنیا آمدن بتونیم  نفس بکشیم ... از این هفته به بعد اگر  به دنیا بیاییم  مشکل کمتری از نظر تنفسی  داریم  ولی حتما نیاز به دستگاه داریم  چون چربی زیر پوستمون هنوز کمه

توی این هفته وزنمون 2 کیلو گرم وقدمون حدودا 41 سانتی متره

 اتفاقایی که برای مامان گولو ها می افته :

از این به بعد شما هفته ای 0.5 کیلوگرم افزایش وزن خواهید داشت .. ورم خفیف طبیعی هستش ولی اگر سردرد سخت دارید و درد در ناحیه شکم دارید و حالت تهوع و استفراغ دارید و احساس بیماری می کنید , سریعا با دکترتون تماس بگیرید .

 شما در این هفته شاید بتونید زانو و آرنج و پای  ما نی نی گولو رو تشخیص بدهید و ذوق کنید حتی وقتی حرکات کوچک هستندو ممکنه سکسکه های نی نی گولو رو هم تشخیص بدهید

niniweblog.com

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

منا مامان الینا
7 آبان 90 14:35
سلام حمیده جون
خوبی عزیزم؟
خش به حالتون اینجا که 4 روزه داره بارونه خاک میاد! هوا اهواز افتضاحححححححه



سلام ماماني
مي دونم هر جايي يه مشكلي هست. متاسفانه
مجبوريم به روي خودمون نياريم و عصبي نشيم كه مشكلات بيشتر نشه.راستي وبلاگتو ديدم خيلي خوشحال شدم كه36روز ديگه دختر نازتو مي بيني .من هنوز تاريخ ندارم ولي انشاءالله چند روز بعد شما
منا مامان مهراد
13 آبان 90 15:47
سلام حمیده جونم.دلم اون روزای آخر حاملگیم تنگ شد با این پستی که گذاشتی.
هردوتون که خوب هستین.


منا جون سلام .من كه از همين الان فكر مي كنم اگه شايان بياد بيرون كي ديگه توي دلم تكون بخوره.خيلي بهش عادت كردم.اينكه هميشه باهامه خيلي خوبه .ميتونم ازش مواظبت كنم گرچه كه دوست دارم ببينمش ولي قطعا دلم واسه اين روزا تنگ مي شه