بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
خانواده سه نفره ما
خانواده سه نفره ما
براي ثبت خاطرات خوبمان با هديه تازه رسيده
34
تاريخ : 17 / 2 / 1391 | نویسنده : حميده

سلام به همه و آرزوی سلامتی برای همه نی نی گولوها

اینم شایانم زیر درخت سیب




بازدید : 6 مرتبه | موضوع :
33
تاريخ : 16 / 2 / 1391 | نویسنده : حميده

سلام به همه

شایان کوچولوی من حالا دیگه آقا شده و برای خودش کلی کارا می کنه دیگه کم مونده بفرستمش نونوایی تا برامون نون بگیره 

عزیزم

هرچی که تو بزرگتر می شی فکر اینکه بخوام ازت جدا بشم و بذارمت مهد بیشتر اذیتم می کنه ولی خوب زمان زودتر از اون چیزی که فکر می کنیم می گذره و چاره ای جز قبول کردنش نیست

مثل یکماه خوردن و خوابیدن و بچه داری توی شاهرود با هوای عالیش که تا می بردمت توی حیاط خوابت می برد که گذشت 

 عزیزم حالا دیگه می تونی غلت بزنی ،از خودت صداهای عجیب غریب در بیاری ،تازه با من حرفم می زنی که فقط خودم زبونتو می فهمم البته بعضی اوقاتم نمی فهمم چی می گی چون حرفای جدید می زنی

خدا انشالله همه نی نی گولوها رو صحیح و سالم نگه داره و الینای کوچیکم که راستش از وقتی تو سایتش خوندم که مریض شده دیگه حال و حوصله نوشتن  و ندارم زود زود خوب کنه




بازدید : 4 مرتبه | موضوع :
32
تاريخ : 24 / 12 / 1390 | نویسنده : حميده

عزیز دلم شایانم سلامماچ

امروز 6 روز مونده که سال جدید بیاد و تو هم بشی سه ماهه

عزیزم سال90 برای ما پره از خاطراتی که بیشترش مربوط به تو می شه و داره با همه سختی ها و خوشیها و استرس هاش تموم می شه.

از اوایل سال که متوجه شدم تو رو توی دلم دارم و خدا تو رو برای ما فرستاده که اون لحظه رو هیچ وقت یادم نمی ره

وقتی اولین بار تو رو توی مانیتور دکتر دیدم که اندازه یه لوبیا بودی و چقدر هیجان داشتم

صدای قلبت که حس بودنت رو با تمام وجود به من می داد

وقتی که فهمیدم گل پسری و قیافه بابا امید که پشت درمنتظر بود و از دور اشاره می کرد که چیه؟

اولین باری که دست قشنگتو توی مانیتور دیدم که بر خلاف الان که همش مشت می کنی بازه باز بود

شبه قبل از عمل و خاطرات اون شب ویه خانوم مهربون که همش بهم سر می زد و دختری که کلی با هم حرف زدیم وشاید دیگه نبینمش و فردای اون روز فهمیدم که حاملگیش پوچ بوده وصبح  وقتی که داشتم می رفتم اتاق عمل. چه حسه عجیبی بود یه انتظار آمیخته با ترس.

اولین بار که تو رو دیدم یه فرشته کنارم .یه حس غیر قابل وصف. یک روز دور ازاین دنیا توی یه عالمه دیگه خیلی عجیب

از روز اول تولدت که شیر نمی خوردی و...وگریه هامو و صدای پر از اضطراب امید که هیچ وقت نشنیده بودم و یه ماه سخت که نمی خوام به یادشون  بیارم

و الان که هر روز زندگیمون با وجودت و کارات  یه رنگ و بوی دیگه داره . سال 90 که توش تو به زندگی دو نفره ما وارد شدی برای ما قشنگترین سال زندگیمون بوده و خواهد بود.ممنون از خدا به خاطر تو و همه نعمتهاش و داده و ندادش و ممنون از امیدم به خاطره اینکه این یه سال کنارم بود و کمکم کرد و منو با همه خوبیهام و شاید یه وقتایی یه اپسیلون کوچولو بازم خوبیهام چشمکتحمل کرد. امیدوارم سال 91 به یاری خدا برای همه سال خوب و خوش و سرشار از موفقیت و شادی و سلامتی باشه

 




بازدید : 24 مرتبه | موضوع :
31
تاريخ : 5 / 12 / 1390 | نویسنده : حميده

سلام به همه دوستان

امروز 6روز از دو ماهگی شایان جونم و زدن واکسن دو ماهگیش می گذره وای که چه واکسنی وقتی از اونجا اومدیم تقریبا 3 ساعت بعد شایان گلی با گریه شدید از خواب بیدار شد و هر کار کردیم ساکت نمی شد حتی می می هم ساکتش نمی کرد الهی قربونش برم یه قلپ می خورد یه هق گریه می کرد بالاخره بعد از کلی تلاش و خوردن استامینوفن روی دوش بابایی که خیلی دوست داره خوابش برد.

تا یکی دو روزم پای خوشگلتو تکون نمی دادی الانم هنوز به اندازه یه سکه قرمز و سفته فکر کنم به خاطر زدنش باشه .درست نمی دونم ولی دیگه نمی برمت اونجا عزیزم

دیگه مامانی داری کم کم بزرگ می شی و وقتی بات بازی می کنم حسابی می خندی .قربونه خنده های قشنگت برم عزیز دلم .خدا همه نی نی گولوها را واسه پدر و مادراشون صحیح و سالم نگه داره




بازدید : 22 مرتبه | موضوع :
30
تاريخ : 23 / 11 / 1390 | نویسنده : حميده

سلام به همه دوستان

امروز 55 روز از تولد شایان عزیزم میگذره این روزا با همه قشنگیها و استرس هاش خیلی داره تند می گذره و منو به فکر این می اندازه که چطور باید بعد از 6ماه برم سره کار و شایانمو بزارم مهد

از صبح با صدات از خواب پا میشم و شب هم با خوابیدنت می خوابم.خوشبختانه برخلاف روزا که خوابت کمه و کوتاه شبا یه 5 ساعتی می خوابی و من هم می تونم یه استراحتی بکنم خداییش دیگه آخر شب موقع شیر دادن  یا موقعی که می خوام بخوابونمت سرم از کنترلم خارجه و همش می افته ولی اشکال نداره عزیزم بودنت خیلی نعمت بزرگیه و وجودت باعث اومدن فرشته های آسمونی به خونه ما شده .آدم با دیدن تو از همه فکرای این روزگار ,مشکلات و سختی ها جدا می شه و در قدرت خدای بزرگ حیرون می مونه

اینم یه عکس که توی خواب از شایان جونم شکار کردم.عاشقشم

 




بازدید : 34 مرتبه | موضوع :
29
تاريخ : 28 / 10 / 1390 | نویسنده : حميده

با سلام به  همه دوستان خوبم

نی نی ما بالاخره بعد از 9 ماه انتظار به دنیا اومد

اول از خدای مهربون به خاطر دادن این فرشته آسمونی به ما تشکر می کنم . یعدش باید بگم که دلیل این همه تاخیر حال و اوضاع نامساعد خودم بیشتر و بعدشم سختی ها ی بچه داری که خداییش فکرشو نمی کردم هستش.

شایان گلم 29 آذر توی بیمارستان نفت به دنیا اومد.شب قبل که بستری شدم کیسه آبم پاره شد. خیلی استرس داشتم .فردا صبح اولین مریض  بودم که رفتم اتاق عمل و ساعت 7:55 شایان گلم دنیا اومد.بعدش من با درد اومدم تو بخش و دیدمش خیلی خیلی حس خوبی داشتم  که قابل وصف نیست . برای شیر دادن خیلی اذیت شدم . درد شدید ,زخم سینه,تمام روز تلاش برای شیر خوردنش و خدا رو شکر بالاخره شد بعدش رفتم توی یه آلرژی وحشتناک که نمونشو تا حالا ندیده بودم .صورتم طوری شده بود که بعدا امید بهم گفت واقعا ترسیده بوده .علتشو نفهمیدم ولی خیلی سخت گذشت اون موقع اگه کسی بهم می گفت قصد بچه دار شدن داره بهش می گفتم اگه قراره مثل من باشی اصلا این کارو نکن

حالا مفصل داستانو سر فرصت اگه بشه می نویسم

خدا رو شکر

 خدا رو شکر

حالا خیلی بهترم البته دیروز هم به خاطر ختنه شایان کلی گریه کردم

اینم بگم که همه این اتفاقا رو با وجود امیدم راحتتر تحمل کردم.

ازخدا می خوام فرشته قشنگ ما و همه فرشته کوچولوها رو صحیح و سالم نگه داره




بازدید : 65 مرتبه | موضوع :
28
تاريخ : 16 / 9 / 1390 | نویسنده : حميده

سلام به نی نی گلم شایان جونم

نمی دونم چرا خیلی وقتا نمیشه از اینترنت خونه بیام الانم فکر نمی کردم بشه ولی خیلی خوشحال شدم که تونستم عکس الینا و آراد که تازه بدنیا اومدن ببینم مبارکه ماماناشون حتما بهترین روزای زندگیشونو تجربه می کنن انشاالله همه نی نی ها صحیح و سالم بدنیا بیان

چند روز پیش که رفتم پیش خانوم دکتر گفتش که بریم سونوی دکتر اکرمی که سونوگرافیش خیلی دقیقه که چشمتون روز بد نبینه از ظهر تا ساعت 8 شب اونجا بودیم که نوبتمون بشه .توی سونوگرافیش با توجه به فاکتورایی به نی نی ها نمره می ده .خدا رو شکر شایان پسر از 10 نمره 10گرفت .آفرین پسر گل زرنگم که نمرهات از الان خوبه

دیگه اینکه طبق همین سونو الان هفته37 تموم شده و وزنتم 2800است ماشاءالله مامانی فقط نمی دونم کجای شکم مامانی خودتو جا دادی .اینا دیگه کارای خداست که واقعا باید شکرگزار این همه نظم وقدرت باشیم.

ولی خداییش اونجا خیلی خسته شدیم و کلی به دکتره و در و دیوار اونجا بد و بیراه گفتیم مخصوصا که یکی از مامانها بس که خسته شده بود وقتی از اتاق اومد بیرون حالش بد شد و فشارش افتاد و هیچکس توی مطب تحویلش نمی گرفت تا اینکه همراهشو و بقیه مردم به دادش رسیدن

از اونجا خسته و مونده رفتیم هیات یکی از آشناها و خلاصه اولین غذای نذری امام حسین وکه جاتون خالی فسنجون بود خوردیم که خیلی خیلی چسبید .شایان جونی هم تبرکی رو خورد. انشالله که گوشت بشه به تنت مامانی و تا همیشه صحیح و سالم باشی.

دیگه باید منتظر باشیم ببینیم خدا چی می خواهد ولی آذری هستی 100درصد




بازدید : 33 مرتبه | موضوع :
27
تاريخ : 2 / 9 / 1390 | نویسنده : حميده

سلام به شایان عزیزم پسرگل کوچیکم و به همه دوستامون

امروز 2 آذر و هفته 36 هم به سلامتی داره تموم می شه

چند وقتیه که نرسیدم بیام اینترنت و 2 روزیه که شدم خانوم خونه .دیگه با هر ضرب و زوری که بود از اداره  مرخصی گرفتم که این چند وقته باقیمونده رو که خداییش خودمم نمی دونم چند وقته 82 Orange Emoticonsتوی خونه سپری کنم اما از اونجایکه عادت ندارم تو این ساعتا خونه باشم یه کم بی برنامه ام

راستش یه کمی هم استرس دارم .تو این مایه ها و باورم نمیشه که شایان جونم داره می آد خدا کنه راحت بیای پیشمون عزیزم و صحیح و سالم باشی

قراره بکشنبه برم واسه سونو و ببینیم  وضعیت چه جوریاست البته خانم دکتر دفعه قبل دیدت و گفت که برعکس شدی مامانی سرت گبج نره اونوری شدی بعدشم الان هرچی دیدی 180درجه باید بچرخونی تا درست بشه




بازدید : 56 مرتبه | موضوع :
26
تاريخ : 14 / 8 / 1390 | نویسنده : حميده

سلام به شايانم فرشته خدا توي دلمhttp://s1.picofile.com/file/6421871226/tresgros.gif

اين هفته كه شروع كرديم هفته 34 ام و فقط يه كم مونده تا بياي پيش ما .البته براي من كه بودنتو هميشه حس مي كنم همين الانم  خيلي لذت بخشه ولي فكر كنم بابا جونت و بقيه خيلي منتظر اومدنت باشن.اشاءالله صحيح و سالم به دنيا بياي و زندگي ما رو پر از شادي بكني .تصور كردن اينكه زندگيمون با اومدن تو چقدر و چطور تغيير مي كنه يه كم سخته ولي مطمئنم كه  بچه ها فقط خوبيها را با خودشون به اين دنيا مي آرن .خداكنه ما هم بتونبم فرشته پاكمون رو خوب نگهداري و تربيت و بزرگ كنيم.http://s1.picofile.com/file/6421856136/bandeausmile9.gif

اين سري كه با مامي و بابايي رفتيم خربد خيلي چيزاي خوشگلي برات خريديم مخصوصا يكي از لباسات كه من هرچند روز يكبار مي رم سراغشو  نگاش مي كنم .از اين لباساي سرهمي كه فوق العاده خوشگل و نرمه

راستي من وسايلتو يكرنگ نمي گيرم هركدومش يه رنگيه كه خوشم اومده .خيلي دوست ندارم همه چيز يه رنگ باشه مثلا آبي كه تا مي گي  ني ني پسره برات مي آرن

خلاصه پسري اصلا باورم نميشه كه اينقدر بزرگ شده باشي كه پا به اين دنياي پر از هياهو بذاري ولي مطمئن باش من و اميد مثل الان هر لحظه مواظبتيم و نمي ذاريم آب تو دلت تكون بخوره .تو هم قول بده پسر آروم و خوش اخلاقي باشي و حرف مامان و باباتو گوش كني تا تجربه اول ما توي بزرگ كردنت ،لذت بخش ترين تجربه دنيا باشهhttp://s1.picofile.com/file/6421863178/gros5.gif




بازدید : 50 مرتبه | موضوع :
25
تاريخ : 7 / 8 / 1390 | نویسنده : حميده

سلام به شاياني كوچولوي وروجك

امروز سه روزه كه همش داره بارون مي آد و گل پسر از هواي پاك استفاده مي كنه .الانم داره مي آد.ديشب اينقدر رعد و برق زياد بود كه من همش مي ترسيدم  و بيدار مي شدم يكبار كه فكر كردم زلزله شده و بابا اميد و بيدار كردم .تو هم بيدار شده بودي عزيزم .البته پسر شجاع و نترس من از هيچ چي نمي ترسه

توي اين روزا نمي شه خيلي بيرون رفت همه جا شلوغ و ترافيكه.ان شاءالله تو نسل شما ها يكينیشخند يه وقتيخنده يه فكريقهقهه به حال ما بكنه و يه سر و ساموني به اين وضعيت بده.

بيخيالniniweblog.com

 اينم اتفاقایی که برای نی نی گولوها تو هفته33 می افته :

niniweblog.com

در این مرحله مایع آمنیوتیک به بالاترین مقدار در طول مدت بارداری رسیده است و همین مقدار تا هنگام به دنیا آمدن ما نی نی گولوها ثابت باقی می ماند

رشد سریع مغزمون باعث افزایش سایز سرمون به تقریبا 9.65 سانتی متر می شود

ذخیره چربی در زیر پوست هم ادامه می یابد .

در این هفته سورفاكتانت در ریه  شروع به ساخت می کنه و این باعث می شه که ما بعد از به دنیا آمدن بتونیم  نفس بکشیم ... از این هفته به بعد اگر  به دنیا بیاییم  مشکل کمتری از نظر تنفسی  داریم  ولی حتما نیاز به دستگاه داریم  چون چربی زیر پوستمون هنوز کمه

توی این هفته وزنمون 2 کیلو گرم وقدمون حدودا 41 سانتی متره

 اتفاقایی که برای مامان گولو ها می افته :

از این به بعد شما هفته ای 0.5 کیلوگرم افزایش وزن خواهید داشت .. ورم خفیف طبیعی هستش ولی اگر سردرد سخت دارید و درد در ناحیه شکم دارید و حالت تهوع و استفراغ دارید و احساس بیماری می کنید , سریعا با دکترتون تماس بگیرید .

 شما در این هفته شاید بتونید زانو و آرنج و پای  ما نی نی گولو رو تشخیص بدهید و ذوق کنید حتی وقتی حرکات کوچک هستندو ممکنه سکسکه های نی نی گولو رو هم تشخیص بدهید

niniweblog.com

 




بازدید : 57 مرتبه | موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد